خرید بک لینک
دختر جوان وقتی برای خودنمایی و پیدا کردن شوهر به بدحجابی روی آورد، نمی دانست خیلی زود دامنش لکه دار خواهد شد و باید غم بزرگی را تا آخر عمرش به دوش بکشد. زن جوان با چشمانی پر از اشک از زندگی اش گفت: دیگر در میان اقوام آبرویی برایم نمانده است. خودم کردم که لعنت برخودم باد. ای کاش سر نوشتم چنین رقم نخورده بود… خانم جوان پس از شرکت در جلسه آموزشی کارشناس پلیس پیرامون عفاف و حجاب به مرکز مشاوره پلیس مراجعه کرد و گفت: از لحاظ مادی چیزی کم و کسر نداشتیم و محیط خانه سرشار از آرامش بود. اما از روزی که پای ماهواره به خانه ما باز شد آرامش به ما پشت کرد و هر روز پدرم به بهانه های مختلف با مادرم جنگ و دعوا راه می انداخت. وی افزود: برای من و خواهر بزرگترم تحمل چنین شرایطی سخت شده بود. چشم انتظار خواستگار بودیم که زودتر از این محیط فرار کنیم و به آرامش برسیم، دست تقدیر با خواهرم یار بود و با حضور اولین خواستگار راهی خانه بخت شد. بعد از مدتی با رفتن خواهرم خیلی احساس تنهایی می کردم. ۲۵ سال از عمرم می گذشت و من با آرزو های زیادی که در سر داشتم روزگار سپری می کردم. با این حال خیال پردازی هایم ...

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:46

صفحه بندی